«وقتیکه این متن را مینوشتم سرم گیج میرفت و فقط فکر میکردم
به اینکه وقتی به حسام گفتم میخواهم دیگر نباشم توی شرکتی که همیشه بودم، وسطِ حرفهایش میگفت نشوی مثلِ بهداد و من توی دلم داد میزدم اتفاقاً میخواهم بشوم مثلِ بهداد. بعد یک مشت اسم جلوی چشمم آمد، یکمشت آینده، یک مشت چیز. و بعد فکر کردم به خنکای بودنت در این بهار. همینطور صداها توی گوشم میپیچیدند. Super+L را فشار دادم و میروم که بخوابم»
برچسب:
نویسنده: حدیث میرزاپور
تاريخ: دوشنبه
3 دی
1397 ساعت: 13:27